|
يک نفر موجود بيچاره هست که خيلي خوابش مي آيد... يک نفر موجود بيچاره هست که خيلي خيلي خوابش مي آيد... يک نفر موجود بيچاره هست که از صبح مثل کلاس سوم دبستانش دارد زمزمه ي دروني مي کند که خدايا جان مادرت امروز اوستا نياد که من برم خونه مون بخوابم. يک نفر موجود بيچاره هست که استادش همين الان اومد و گفت صبح به خير... يک نفر موجود بيچاره هست که بايد تا آخر هفته کوهي از مقاله ها را بخواند کِش آمدن هم درد مرا ديگر دوا نمي کند... چرا دانشکده های این مملکت نمازخانه ندارد؟ + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 18:46 توسط نیلی |
|