|
من الان در اتاق کوچک صورتی ام نشسته ام و یک ساعت و ۴۰ دقیقه تا سال تحویل باقی مونده. سفره هفت سینم به لطف مادر روجا -دوستم- که ماهی، سنبل، سمنو و یک آیینه قشنگ برایم از تورنتو آورده تکمیل می باشد. سالی که گذشت برایم پر از اتفاق بود: تغییر محل کار، آمدن به کانادا، دوستی های جدید، تعریف های جدید دوست داشتن، آشنایی با رادیو و... و حالا اینجا نشسته ام با موهای خیس از حمام و دلم که ساکتِ ساکت است. سال پیش از دنیا ۷-۸ تا آرزو و تخم مرغ شانسی اکلیلی می خواستم، امسال آن را هم نمی خواهم، خودم تخم مرغ هایم را اکلیلی خواهم کرد. یک وقت دیدی تخم هم گذاشتم آن هم از نوع دو زرده اش پی نوشت: + نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388 3:30 توسط نیلی |
|