|
کاري به قهر و دعواهاي معمولي ندارم و ناراحتي هاي کوچيکي که به راحتي برطرف ميشن. منظورم ناراحتي هاييکه باعث ميشن قلب آدم ها بشکنه. فکر مي کنم قلب آدم ها وقتي ميشکنه که احساس کنن ديگران احمق حسابشون کردن (حماقت در محبت، عشق، دوستي، کمک به ديگران...). تو اين حالت معذرت خواهي وقتی موثره که بتونه به اون آدم بفهمونه نخير شما احمق نبودي. و اين ميشه مفهوم بخشش. آيا بخشش به معني زنده کردن دوباره اون رابطه س؟ من اين طور فکر نمي کنم. آدم ها هيچ وقت فراموش نمي کنن که اين آدم خاطي تونسته به يه احمق تبديلشون کنه. براي همين هر دو طرف دست به عصا رفتار مي کنن و هر دو طرف از چيزهايي مي رنجن که قبلا اصلا مهم نبوده. ما رابطه اي مي خوایم که توش آرامش داشته باشیم. وقتي آرامش رابطه با اين وسواس ها از بين رفت، اون رابطه دیگه چه ارزشي داره؟ حالا هرچقدر دوست داری دور وصله ها رو روبان دوزی کن... + نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 18:37 توسط نیلی |
|