|
کلا يک کتاب بايد خيلي جان سخت باشد که من از خيرش بگذرم. چون اصولا حتي کتاب هاي بد من را سر لج مي اندازند که ببينم نويسنده مذکور زر زدن خود را چگونه مي خواهد به پايان برساند. به هرحال يک کتاب پيدا شد که روي ما را کم کرد: مرگ در آند -ماريو وارگاس يوسا من بازي اي که محمد، م.ن.ش، نسيم و نيلوفر شروع کرده اند را با اين عنوان اصلاح مي کنم و ادامه مي دهم. "کتاب هايي که جان من را گرفتند تا تمام شدند": ۱-کليدر- اين کتاب از جلد سوم به بعد سرشار از سخنراني هاي جناب دولت آبادي است. هر بار که آقاي گل محمد خان زبان مي گشايند تريبوني به دست آقاي نويسنده مي افتد و ايشان تا سه صفحه را سياه نکنند از خر تريبون پايين نمي آيند. ۲- صيد قزل آلا در آمريکا- دوست عزيز بنده ريچارد براتيگان در اين کتاب که ظاهرا شاهکارشان محسوب مي شود از اعصاب آدم شال گردن درست مي کنند.در اين کتاب يک فرد که ماهيگير هم هست هي و هي صحبت مي کند. آقاي براتيگان حيف شما نبود؟ ۳- يک روز پس از شادي- رنه بازن- نمي دانم خود رنه خان انقدر مستعد بوده اند يا آقاي صنعوي مترجم. ولي به هرحال اين کتاب جدا انسان را مي کشد. ۴- آنک انسان- نيچه- کتاب کوچکي است ۲۰۰ صفحه هم نمي شود. ولي آقاي نيچه در آن تا جايي که توانسته اند با زبان بچه گانه اي از خودشان تعريف کرده اند. خواننده اول باورش نمي شود، بعد خنده اش مي گيرد و در آخر مي خواهد خودش را بزند. ۵- جنگ و صلح- تولستوي در توصيف روابط انساني و مسخره کردن زندگي ها استاد است. ولي خدا نکند به توصيف حوزه هاي مردانه بيفتد. بيچاره مي کند. يکي از اين حوزه ها ميدان جنگ است. هرچند در جاهايي عالي کار کرده ولي به نظر مي رسد در بيشتر صحنه هاي جنگ چندين بار خودکار خالي کرده. ۶- ژرمينال- امیل زولا- وقتي يک کتاب سر منشا تغييرات بزرگ معرفي مي شود. وقتي همه انقلابيون يک نسل يک کتاب را به همراه خرسشان کنار تختشان گذاشته اند... وقتي.. آن وقت است که بعضي از آدم هاي جو گير مي روند و آن کتاب را مي خوانند و در حين خواندن اشک هايشان را هم قورت مي دهند.
۷- ليلا دختر ايراني- ۸- هويت- ميلان کوندرا- اين يکي مشکل از نويسنده نيست بلکه آقاي همايون پور مترجم هنرنمايي کرده اند. من شک دارم خود اين آقا فهميده باشد دقيقا چي نوشته. اين بود انشاي من... در پايان من لیموبانو، دیوانه، امین، ترانه، مریم، احسان و یک مرد را به اين بازي دعوت مي کنم. که البته مي توانند با آرامش خاصي بنده را خيط نمايند. + نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 20:58 توسط نیلی |
|